اخبار اخبار فرهنگی

فرهاد مهراد، خرداد ۵۷: کار تقلید در موسیقی به جایی رسیده که مهوع شده است

تبلیغات بنری


به گزارش خبرگزاری اخبار زندهفرهاد مهراد، خواننده فقید ایرانی، از اوایل دهه 50 با اسفندیار منفردزاده و شهریار قنبری (البته در سبک راک و ترانه های انگلیسی زبانزد بود) و در اواسط دهه 50 با ترانه معروف «عصفور آچیماشی» فعالیت جدیدی در خوانندگی آغاز کرد. ” بر سر زبان ها افتاد. در اواخر سال 1355 ترانه آور را با پیام «تو با من نبودی آنطور که با من بودی و حتی با من بودی / وقتی فکر می کردم هوا با من نبودی» را ساخت که بسیار بود. در دوره خود پرطرفدار بود زیرا اگر کسی کار غیرمنتظره ای انجام می داد به طعنه به او می گفتند: تو هم با من نبودی… به هر حال به بهانه ساخت این آهنگ در اوایل خرداد 57 بود. خبرنگار کیهان به او برای یک مصاحبه کوتاه شرح این گفتگو (کیهان، چهارشنبه 12 خرداد 1396) را می خوانید:

من هم به شورای آهنگسازان پیوستم و حالا که خواننده و آهنگساز هستم، تفاوت کار یک خواننده با یک «خواننده» است. «آهنگساز» را چگونه می بینید؟

البته تفاوت اساسی است. وقتی من به عنوان خواننده کارهای دیگران را اجرا می کنم باید سه حس را در شنونده ایجاد کنم: احساسی که آهنگساز می خواهد، احساسی که ترانه سرا می خواهد و کار خودم. اما زمانی که اثر حاصل یک یا چند ایده باشد و خواننده خلاقیت بیشتری داشته باشد، نسبت بیشتری از احساسات خودش در آن دخیل است و به همین دلیل فرصت بیشتری برای ابراز احساسات و برقراری رابطه دارد. با شنونده فکر می کنم موفق تر است. خوانندگانی مانند باب دیلن و دیگرانی مانند او در ایجاد ارتباط با مردم موفق ترند زیرا آهنگ را اجرا می کنند، می خوانند و با هم می خوانند. اگر جرات خواندن یک آهنگ را داشتم، قطعاً در کارم موفق‌تر می‌شدم، اما راستش را بخواهید «مرد» مناسبی برای این کار نیستم. در مورد روند ترانه سرایی ام، اگر آهنگ هایم در حد استاندارد نباشد، کارهای دیگران را به نمایش می گذارم.

شما و دوستانتان خوانندگی را در مسیر جدیدی قرار داده اید، اما آیا فکر می کنید ماندگار است؟ البته منظورم جدای از قضاوت در مورد اعمال شما و دوستانتان است.

اتفاقی که الان می افتد 100 درصد متفاوت است و ربطی به گذشته و ادامه آن ندارد. اساساً اثر هنری که مختص کشور خاصی نیست یک مشکل اساسی دارد. این مشکل، مشکل تقلید است. مثلاً بریسا آهنگ «نوا» را خواند و انواع مختلف آن راه اندازی می شود. این مشکل در موسیقی بارزتر است. وقتی مردم چیزی را دوست دارند، دیگران آن را تقلید می کنند. کار ما (اسفندیار منفردزاده، قنبری و…) اینگونه بود. البته ما هم خوشحال شدیم که دیدیم تنها نیستیم و این تداوم نشان می دهد که مردم کار ما را پذیرفته اند. به هر حال کار تقلید به جایی رسیده که روشی برای تکرار پیدا کرده و کاملاً دیوانه شده است. اگر به آهنگ ها و آهنگ های منتشر شده در چهار سال اخیر نگاهی بیندازید، متوجه می شوید که 90 درصد آهنگ ها تقلیدی و مشابه هستند، تمام مراحل و تمام متن ها تقریباً یکسان است. به نظر می رسد که همه این چیزها را یک شاعر و آهنگساز ساخته است. برخی از آهنگسازان قرارداد می بندند تا ده آهنگ را ظرف یک ماه ارسال کنند. البته آنها درخواست های خود را دریافت می کنند، اما این چه آهنگی خواهد بود؟

طبیعتاً عمده مشکلات متوجه کسانی است که این تقلیدها را انجام می دهند. چرا که اگر خواننده این آهنگ ها را نخواند قطعا ترانه سرا و آهنگساز در کارش تجدید نظر خواهد کرد. یعنی مشکل ابتدا متوجه خواننده است و در سطوح بعدی به آهنگساز و شاعر.

شما به مشکلات اشاره کردید و نکات لازم بود، اما در مورد شما که به مشکلات اشاره کردید، فکر می کنید چگونه می توان به وضعیت موسیقی پایان داد؟

من معتقدم مردم نقش مهمی در پایان دادن به این وضعیت دارند. مثلاً وقتی مردم سریالی را دوست ندارند و از آن استقبال می کنند، تولید نمی شود. اما اگر سریال بدی باشد که مردم آن را دوست داشته باشند، مطمئناً تلویزیون تعداد بیشتری از آن سریال ها را تولید خواهد کرد. بنابراین، اگر مردم از آهنگ های پیش پا افتاده، بی ارزش یا تکراری استقبال نکنند، این آهنگ ها منتشر نمی شوند.

25957

تبلیغات بنری

khabaronline به نقل از رابو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *